السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

72

تفسير الميزان ( فارسي )

اول لوازم غلطى دارد ، كه كمترين آن اين است كه بايد ملتزم شويم كه بعضى از آيات قرآنى آياتى باشد كه فهم عامه مردم به درك تاويل يعنى تفسير آن نرسد ، و نتواند مدلول و معناى لفظى آنها را بفهمد . و نمىتوانيم به چنين چيزى ملتزم شويم ، چون خود قرآن گوياى اين مطلب است كه به منظور فهم همه مردم نازل شده ، و صاحب اين قول هيچ چاره اى جز اين ندارد كه بگويد در قرآن تنها حروف مقطعه اول بعضى سوره ها متشابه است . چون تنها آنها است كه عموم مردم معنايش را نمىفهمند ، تازه اگر به همين معنا هم ملتزم شود باز اشكال ديگرى بر او وارد است ، و آن اين است كه دليلى بر چنين توجيه ندارد ، و صرف اينكه كلمه « تاويل » مانند كلمه « تفسير » مشتمل بر معناى رجوع است ، دليل نمىشود بر اين كه اين دو كلمه به يك معنا است ، ما مىدانيم كه كلمه « ام » نيز مشتمل بر معناى رجوع هست و مادر ، مرجع فرزندان هست ولى تاويل فرزندان نيست ، كلمه « رئيس » مشتمل بر معناى رجوع هست و مرؤس به رئيس مراجعه مىكند ، ولى رئيس تاويل مرؤس نيست . علاوه بر اين گفتار ، فتنه جويىاى كه در آيه شريفه صفت مخصوص متشابه ذكر شده در غير حروف مقطعه هست ، نه در آنها ، بيشتر فتنه هايى كه در اسلام پديد آمده از ناحيه پيروى آيات متشابه يعنى از ناحيه پيروى علل احكام و آيات مربوط به صفات خدا و امثال آن پديد آمده است . اشكال قول دوم : اين است كه لازمه آن وجود آياتى است در قرآن كه خلاف معناى ظاهرى آن اراده شده باشد ، و باعث معارضه آنها با آيات محكمات و در نتيجه ، پديد آمدن فتنه در دين باشد ، و برگشت اين سخن به اين است كه در بين آيات قرآن اختلافى هست ، كه بر طرف نمىشود مگر آنكه از ظاهر بعضى از آنها چشم پوشيد ، و آنها را بر خلاف ظاهرشان بر معنايى حمل كرد كه فهم عامه مردم از درك آن عاجز باشد . و اين سخن احتجاجى را كه در آيه : « أفَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّه لَوَجَدُوا فِيه اخْتِلافاً كَثِيراً » « 1 » است ، باطل مىكنند ، زيرا اين آيه دلالت دارد بر اينكه در قرآن هيچ اختلافى نيست ، و اگر معناى اختلاف نداشتن اين باشد كه هر جا به ظاهر اختلافى ديديد آن را بر خلاف آنچه ظاهر كلام دلالت دارد حمل كنيد ، به معنايى كه غير از خداى سبحان ، كسى آن را از ظاهر كلام نفهمد ، حجيت آيه از بين مىرود چون اختلاف نداشتن به اين معنا اختصاص به قرآن ندارد ، بلكه هر كتابى را هر چند هم صفحه به صفحه اش با هم نسازد و

--> ( 1 ) سوره نساء آيه 82 .